خانه / وبلاگ / Core Web Vitals چیست؟ راهنمای کامل LCP، INP و CLS
سئو تکنیکال

Core Web Vitals چیست؟ راهنمای کامل LCP، INP و CLS

Core Web Vitals
محسن آوید محسن آوید نویسنده سئواکتور 25 آگوست 2026 10 دقیقه مطالعه

بگذارید با یک صحنه آشنا شروع کنم؛ چیزی که در آدیت‌های فنی سایت بارها دیده‌ام:

صاحب سایت با اطمینان اسکرین‌شاتی از Lighthouse نشانم می‌دهد که امتیاز سرعت ۹۵ از ۱۰۰ گرفته است و تصورش این است که مشکل سرعت سایت حل شده، اما زمانی که گزارش Core Web Vitals را در سرچ کنسول باز می‌کنیم، با تعداد زیادی صفحه در وضعیت «ضعیف» یا «نیازمند بهبود» روبه‌رو می‌شویم.

اینجا معمولا همان سوالی مطرح می‌شود:

«اگر امتیاز سرعت من خوب است، پس چرا Core Web Vitals وضعیت خوبی ندارد؟»

بیشتر افراد سرعت سایت را تنها با یک عدد از ابزارهای تست می‌سنجند، در حالی که گوگل بیشتر از یک امتیاز ، به تجربه واقعی کاربران توجه می‌کند.

Core Web Vitals یکی از بخش‌های مهم سئو تکنیکال است و برای بهبود آن باید مشکلات فنی تاثیرگذار روی تجربه کاربر را بررسی و برطرف کرد.

در این راهنما بررسی می‌کنیم Core Web Vitals چیست، سه معیار اصلی آن یعنی LCP، INP و CLS چه چیزی را اندازه می‌گیرند و برای بهبود هرکدام باید روی کدام بخش‌های فنی سایت تمرکز کنیم.

Core Web Vitals چیست؟

Core Web Vitals مجموعه‌ای از سه معیار است که گوگل با استفاده از آن‌ها تجربه‌ی واقعی کاربران هنگام بازکردن یک صفحه را می‌سنجد.

 این سه معیار عبارت‌اند از:

گوگل هر کدام را در سه سطح رتبه‌بندی می‌کند:

این معیارها بخشی از سیگنال تجربه‌ی صفحه  (Page Experience) هستند وبه گوگل کمک می‌کنند کیفیت فنی تجربه کاربر را بهتر ارزیابی کن و روی رتبه اثر می‌گذارند.

نکته‌ای که کمتر درباره آن  صحبت  می‌شود این است که امروز حتی پلتفرم‌های جستجوی هوش مصنوعی هم کیفیت فنی صفحه را در نظر می‌گیرند؛ صفحاتی که Core Web Vitals ضعیفی دارند، در نتایج تولیدشده‌ی AI هم کمتر دیده می‌شوند. پس این معیارها تنها برای سئوی سنتی نیستند.

سه معیار و آستانه‌های دقیق آن‌ها

برای اینکه بدانیم مشکل سایت دقیقا از کدام بخش است، باید هر معیار را جدا بررسی کنیم.

۱. LCP  سرعت بارگذاری محتوای اصلی

LCP (مخفف Largest Contentful Paint) اندازه می‌گیرد و نشان می‌دهد بزرگ‌ترین عنصر قابل مشاهده صفحه چه مدت زمانی طول می‌کشد تا برای کاربر نمایش داده شود.

این عنصر معمولا یکی از موارد زیر است:

وضعیت‌های LCP

باتوجه به تجربه:LCP معیاری است که بیشترین سایت‌ها در آن مردود می‌شوند. طبق داده‌های میدانی گوگل، تنها حدود ۶۲٪ سایت‌های موبایل این آستانه را رد می‌کنند.

۲. INP  پاسخ‌گویی به تعامل کاربر

INP (مخفف Interaction to Next Paint) بررسی می‌کند سایت چقدر سریع به تعامل کاربر واکنش نشان می‌دهد. درواقع یعنی زمانی که کاربر روی چیزی می‌زند، چقدر زمان می‌ برد تا صفحه پاسخ بدهد.

این تعامل می‌تواند شامل مواردی مثل:

باشد.

وضعیت‌های INP

INP از سال ۲۰۲۴ رسما جایگزین معیار قدیمی FID شد. اگر در مقاله‌ای هنوز اسم FID را به‌عنوان معیار فعلی می‌بینید، INP سخت‌گیرانه‌تر است و معمولا سخت‌ترین معیار برای رفع است، چون به کیفیت کدهای جاوااسکریپت بستگی دارد.

۳. CLS  پایداری بصری چیدمان

CLS (مخفف Cumulative Layout Shift) و میزان جابه‌جایی ناخواسته عناصر صفحه هنگام بارگذاری را اندازه می‌گیرد.

احتمالا این تجربه را داشته‌اید:

می‌خواهید روی یک دکمه کلیک کنید، اما درست در همان لحظه یک تصویر، تبلیغ یا بخش جدیدی از محتوا بارگذاری می‌شود و جای دکمه تغییر می‌کند.

این همان مشکلی است که CLS اندازه می‌گیرد.

وضعیت‌های CLS

دلایل رایج افزایش CLS:

CLS معمولا راحت‌ترین معیار برای رفع است و اغلب با تعیین ابعاد ثابت برای تصاویر و تبلیغات حل می‌شود.

مهم‌ترین نکته: داده‌ی آزمایشگاهی در برابر داده‌ی میدانی

حالا می‌رسیم به همان بخشی که در ابتدای مقاله درباره آن صحبت کردیم؛ جایی که خیلی از صاحبان سایت با دیدن تفاوت بین امتیاز Lighthouse و گزارش Core Web Vitals در سرچ کنسول سردرگم می‌شوند.

دو نوع داده برای سنجش سرعت وجود دارد:

تفاوت داده آزمایشگاهی و داده میدانی

داده‌ی آزمایشگاهی (Lab Data)

داده آزمایشگاهی اطلاعاتی است که ابزارهایی مثل Lighthouse در یک شرایط مشخص و شبیه‌سازی‌شده اندازه‌گیری می‌کنند.

این نوع داده برای پیدا کردن مشکلات فنی هنگام توسعه سایت بسیار کاربردی است. برای مثال می‌تواند نشان دهد کدام فایل‌ها باعث کند شدن صفحه شده‌اند یا چه منابعی زمان زیادی برای بارگذاری نیاز دارند.

داده‌ی میدانی (Field Data)

 داده میدانی، اطلاعاتی است که از رفتار واقعی کاربران جمع‌آوری می‌شود.

گوگل این داده‌ها را از مجموعه‌ای به نام CrUX دریافت می‌کند و در ابزارهایی مثل Google Search Console و PageSpeed Insights نمایش می‌دهد.

در اینجا شرایط واقعی کاربران وارد محاسبه می‌شود:

به همین دلیل ممکن است یک صفحه در Lighthouse امتیاز بسیار خوبی بگیرد، اما در گزارش Core Web Vitals سرچ کنسول وضعیت مناسبی نداشته باشد.

این تفاوت همه‌چیز را عوض می‌کند: وقتی Lighthouse نمره‌ی عالی می‌دهد اما سرچ کنسول قرمز است، یعنی شما دارید داده‌ی اشتباه را بهینه می‌کنید. کاربران واقعی شما (روی موبایل واقعی، با اینترنت واقعی) تجربه‌ی بدتری از تست آزمایشگاهی دارند. همیشه داده‌ی میدانی حرف آخر را می‌زند.

و یک نکته‌ی فنی مهم: گوگل این داده را با معیار صدک ۷۵ (75th percentile) می‌سنجد.

 یعنی برای اینکه صفحه‌ای در وضعیت خوب قرار بگیرد ، باید حداقل ۷۵٪ بازدیدهای واقعی آن تجربه‌ی خوب داشته باشند. چند بازدید سریع روی دسکتاپ کافی نیست؛ تجربه‌ی اکثریت کاربران واقعی مهم است.

چطور Core Web Vitals را اندازه بگیریم؟

برای بررسی وضعیت Core Web Vitals می‌توانید از چند ابزار معتبر استفاده کنید:

Google Search Console

بخش Core Web Vitals در سرچ کنسول، داده‌های واقعی کاربران سایت را نمایش می‌دهد. این گزارش بر اساس تجربه واقعی کاربران تهیه می‌شود و معمولا اولین جایی است که باید وضعیت صفحات را بررسی کنید.

PageSpeed Insights

این ابزار ترکیبی از داده آزمایشگاهی و داده میدانی را نمایش می‌دهد.

به کمک آن می‌توانید هم وضعیت کلی صفحه را ببینید و هم پیشنهادهایی برای پیدا کردن مشکلات فنی دریافت کنید.

CrUX (Chrome User Experience Report)

CrUX منبع اصلی داده‌های میدانی کاربران است که بسیاری از ابزارهای گوگل، از جمله گزارش‌های Core Web Vitals، از آن استفاده می‌کنند.

توصیه من این است که به جای تمرکز صرف روی یک عدد در Lighthouse، ابتدا وضعیت واقعی کاربران را بررسی کنید.

چطور هر معیار را بهبود دهیم؟

یک راهنمای عملی برای هر سه معیار:

برای بهبود LCP (سرعت):

تصاویر را فشرده و بهینه کنید و از فرمت‌های مدرن استفاده کنید.

سرعت پاسخ سرور را بهبود دهید. نکته‌ای که خیلی‌ها جا می‌اندازند: بخش بزرگی از LCP به سرعت سرور بستگی دارد، نه فقط فرانت‌اند. هیچ فشرده‌سازی تصویری، یک سرور کند را جبران نمی‌کند.

از کش (Cache) و شبکه توزیع محتوا (CDN) استفاده کنید.

برای بهبود INP (پاسخ‌گویی):

کدهای جاوااسکریپت سنگین را سبک و بهینه کنید.

وظایف طولانی (Long Tasks) را شناسایی و به قطعات کوچک‌تر بشکنید.

اسکریپت‌های شخص‌ثالث غیرضروری را حذف کنید.

برای بهبود CLS (پایداری):

برای تصاویر و ویدیوها ابعاد (width و height) مشخص تعیین کنید.

برای فضاهای تبلیغات از قبل جای خالی رزرو کنید.

از تزریق محتوای ناگهانی بالای صفحه پرهیز کنید.

تجربه من: اگر وقت محدودی دارید، معمولا بهترین ترتیب اولویت این است: اول CLS را درست کنید (سریع‌ترین برد)، بعد LCP را بهبود دهید (بیشترین اثر)، و در آخر سراغ INP بروید (سخت‌ترین و نیازمند کار توسعه‌دهنده). البته این بستگی به وضعیت خاص سایت شما دارد.

یک واقعیت که انگیزه می‌دهد

اگر فکر می‌کنید رساندن هر سه معیار به  خوب کار سختی است، حق دارید  اما همین سختی، فرصت شماست.

طبق آمار سال ۲۰۲۵، تنها حدود ۴۸٪ سایت‌های موبایل هر سه معیار Core Web Vitals را با هم پاس می‌کنند. یعنی بیش از نیمی از وب موبایل در این آزمون مردود می‌شوند. اگر شما جزو آن نیمه‌ی موفق باشید، از بخش بزرگی از رقبایتان جلو زده‌اید.

و در آخر

Core Web Vitals سه معیار تجربه کاربری است که گوگل جدی می‌گیرد:

مهم‌ترین چیزهایی که باید با خودتان ببرید:

اگر می‌خواهید بدانید Core Web Vitals سایت شما بر اساس داده واقعی کاربران در چه وضعیتی است و از کجا باید شروع کنید، این دقیقا یکی از مواردی است که در یک ممیزی فنی دقیق بررسی می‌کنیم.

این بخش از نظر من نیاز به تغییر زیادی ندارد. فقط اگر بخواهیم با لحن SEO Actor هماهنگش کنیم، باید جمله‌های بین بولت‌ها کمی روان‌تر شوند، ولی ساختار همین قسمت درست است.

سوالات متداول دربارهCore Web Vitals

Core Web Vitals دقیقا چیست؟

سه معیار که گوگل با آن‌ها تجربه‌ی واقعی کاربر را می‌سنجد: LCP (سرعت بارگذاری)، INP (پاسخ‌گویی به تعامل) و CLS (پایداری بصری چیدمان).

آستانه‌ی خوب برای هر معیار چقدر است؟

LCP زیر ۲.۵ ثانیه، INP زیر ۲۰۰ میلی‌ثانیه، و CLS زیر ۰.۱  هر سه در صدک ۷۵ بازدیدهای واقعی.

چرا نمره‌ی Lighthouse من خوب است اما سرچ کنسول قرمز؟

چون Lighthouse داده‌ی آزمایشگاهی می‌دهد، اما گوگل داده‌ی میدانی (کاربران واقعی) را ملاک قرار می‌دهد. همیشه داده‌ی میدانی مهم‌تر است.

آیا FID هنوز معیار است؟

خیر. INP از سال ۲۰۲۴ رسما جایگزین FID شده است. اگر جایی FID را به‌عنوان معیار فعلی می‌بینید، آن منبع به‌روز نیست.

کدام معیار سخت‌ترین است؟

معمولا INP سخت‌ترین برای رفع است چون به بهینه‌سازی جاوااسکریپت نیاز دارد، و LCP بیشترین سایت‌ها را مردود می‌کند. CLS معمولا راحت‌ترین است.

محسن آوید
نویسنده این مقاله

محسن آوید

بنیان‌گذار سئواکتور و استراتژیست سئو معنایی

محسن آوید، بنیان‌گذار سئواکتور، آژانس خلاصه و استراتژیست سئو معنایی است. او سئو را فقط مجموعه‌ای از تکنیک‌ها برای گرفتن رتبه نمی‌بیند، بلکه آن را بخشی از مسیر اعتمادسازی، ساخت اعتبار برند و تبدیل کاربر به مشتری می‌داند. تمرکز آوید روی Entity SEO، طراحی Topic Cluster، بهبود E-E-A-T و اجرای متد اختصاصی آژانس خلاصه برای رشد پایدار برندها در گوگل است.

مشاهده نوشته‌های نویسنده ←
اشتراک‌گذاری:

از دنیای سئو عقب نمون

جدیدترین ترفندها و مقاله‌های سئو رو مستقیم تو ایمیلت بگیر.